من با این متن خیلی حال کردم حتی ایه هاشم گذاشته تا مطمئن بشی: 2 دیقه بیشتر وقت نمیخواد بذاری ::
نامه ای از سوی پروردگار به همه انسان ها" سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که

من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام ( ضحی 1-2) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو

بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو

نرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و

مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در

حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او

پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید

چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان

هایی . ( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که

هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در

بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه

رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی .(انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که

خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید

شده‌ای. (اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من

خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام

سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را

بگیری؟ (انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها

را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو

فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من

همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی

ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این

کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3) برگرد، مطمئن

برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر 28-29) تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)

...


| | شنبه چهاردهم دی 1392 | 23:31 | ✖ الهام ✖
تَمامـ زِندگیـ اَمــ را میدَهمـ که برگَردی

و هَمینــ کِه بَرگَشتیــ بِگویَمــ:

“دیگر نمی خواهمت گــ ــمــ ــشــ ــو”

یَعنیـ خوددَرگیریـ تـــا اینـ حَد:)



| | چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 | 22:37 | ✖ الهام ✖
اصن اعصاب ندارم, دلم دعوا میخواد

یکی بیاد من در حد مرگ بزنمش

حوصلم سر رفته خو 


| | سه شنبه سی ام مهر 1392 | 22:32 | ✖ الهام ✖
ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻰ ﺭﺳﯿﺪم ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﭼﻴﺰﺍ ﻭﺍﺳم ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ
ﺧﻴﻠﻰ ﺣﺮﻓﺎﻯ ﭘﺸﺖ ﺳﺮم ﻭﺍﺳم ﺑﻰ ﺍﺭﺯﺷﻪ
ﺟﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﻛﺴﻰ ﺩﻟﻤﻮ ﻣﻴﺸﻜﻨﻪ
ﻣﺜﻞ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻣﯽ ﺫﺍﺭمش ﮐﻨﺎﺭ
ﺟﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﺳﻌﻰ ﻧﻤﯿﮑﻨم ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺛﺎﺑﺖ کنم
ﺟﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻧﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﺑﻴﻤﻌﺮﻓﺘﻴﺎ ﻓﻘﻂ ﻳﻪ
ﭼﯿﺰ ﻣﯽ ﮔﻢ " ﺑﻪ ﺩﺭﻙ "
اﺯ ﺁﺩﻣﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻣﻴﺮﺳﻦ
ﺗﻮﻗﻊ ﺧﺮ ﺷﺪﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻟﻄﻔﺎ


+ اصن حسه كامنت تایید كردنم نمیاد فعلا :دی



| | پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 | 20:14 | ✖ الهام ✖
خواستگاری :دی
Continue | | یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 | 22:6 | ✖ الهام ✖
مرد زندگی باید

ﻗﺪ ﺑﺎﻻﻱ  185

پولدار

آشپزیش ok باشه

ظرفا رو مرتب بشوره!!

به مامانش بگه هر چی همسرم بگه!!

دخترا موافقید؟!

+حجم خاك برسریه نتم تموم شده از 3 ماه تازه 1 ماهش گذشته دانلودم ك نداشتم هر چی فك میكنم نمیدونم این حجما یهو كجا میره كوفتشون بشه الهی

+ با دایال آپ اومدم سرعتش ب شدت داغونه در حد قدم زدن مورچه میمونه

+ امتحان وكبه این ترممو با كتاب باز و تقلب 32 گرفتم .این ترم واقعا خنگ شدم كم كم دارم نگرانه خودم  میشم

+ من دیگه توانایی روزه گرفتن ندارم خدایا پس چرا عید فطر نمیاد

+ بهترین هدیه ای ك گرفتم یه نقاشیه از بچه خواهرم فوق العادست الانم چسبوندمش ب دیوار اسمشم برعكس روش نوشته  هر چی یادش دادیم برعكس مینویسه عددا رو از راست به چپ مینویسه  اسشم از چپ ب راست ب این نتیجه رسیدیم ك چیزی بهش یاد ندیم سنگین تریم

فروغ نوشت:

می بندم این دو چشم پر آتش را

تا ننگرد درون دو چشمانش

تا داغ و پر تپش نشود قلبم

از شعله نگاه پریشانش


می بندم این دو چشم پر آتش را

تا بگذرم ز وادی رسوایی

تا قلب خامشم نكشد فریاد

رو میكنم به خلوت و تنهایی


| | جمعه بیست و هشتم تیر 1392 | 16:9 | ✖ الهام ✖
تولد فردام مبارك :دی
از همین جا تبریك میگم ب همه ی تیر ماهی های عزیز ك لطف خدا شامل حالشون شده و در ماه مبارك و پر بركت تیر ب دنیا اومدن 

عاشقه ماه تولدمم شدید

امروز تولد یه عدد موجود بیشعوره خر (كه نمیگم كیه) فردام تولد یه دوشیزه خانومه دوست داشتنیه خیلی محترمه (خودمو میگم )

و من جا داره ك این اتفاق فرخنده و روز خجسته رو پیشاپیش به همتون تبریك بگم

امسال برخلاف سالای پیش از 1 ماه قبل اعلام نكردم ك تولدم  نزدیكه  میخوام ببینم كسی از اهل منزل یادش هست  یا نه نمیدونم چرا اصلا ذوقه تولدمو ندارم و بر خلاف سالای دیگه چندان برام مهم نیس 

شما رو نمیدونم ولی من اگه كسی از اطرافیان نزدیكم تولدمو بهم تبریك نگه مثه قبل روش حساب نمیكنم اصن ازش بدم میاد   از خودراضیم خودتونید

 نه اینكه ازشون انتظار داشته باشم نـــه ب نظرم هر كسی روز تولدش  ی روز مهمه توی زندگیش و خودم بلا استثنا تولد اكثر كسایی ك باهاشون در ارتباطمو حتما یادم میمونه

با خودم فك میكنم اگه روزی به 30سالگی رسیدم روز تولدم میشینم ی دل سیر گریه میكنم ولی الان احساس میكنم ك 30 سالگی سنه قشنگیه  اونقدرام گریه نداره

ولی بعد 30 دیگه خیلی ی جوریه كلا از 25 ب اون ور یه جوریه دوسش ندارم اصولا من خود درگیری شدیدی دارم با خودم

+ امیدوارم كه ب آرزوهام حتما میرسم

+ شمع‌های روی کیک را فوت می کنم مرگ یک قدم نزدیک می آید...


 

| | یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 | 17:26 | ✖ الهام ✖
هویج :دی
چ وبه فسیل شده ای!  

چ دوستای فسیل شده تری!

یه نگا ب لیسته فرندام بندازید ...بعله اونایی ك اینجا نقشه هویجو ایفا میكردند رو حذف كردم

همین كارا رو میكنید كه انگیزه نوشتنم نمیاد  واقعا ك

بالاخره امتحانای كوفتیم تموم شد الان دقیقا شكل كتابو جزوه شدم یكی پس از دیگری گند زدم 

ولی امتحان حقوقمو یه جور خاص تری گند زدم فوق العاده سخت بود سوالا با من خیلی بیگانه بودن استاد گفته بود مفهومی میدم ولی نه تا این حد ینی 94 درصد احتمال میدم ك افتادم  

دیروز  آموزشگاه زبان نمره های وبكیولری رو تو برد زده بودن جالب اینكه اسم من اول همه با نمره ی درخشانم لیسته نمراتو مزین كرده بود از 40 شده بودم 11 زیر اسمم نمره فرزانه بود اونم 11

زینبم شده بود 14 حالا این نمرات درخشانمون جریان داره كه براتون شرح میدهم

چون ترم پیش بالاترین نمره وكبیولری رو من گرفتم واسه این امتحانه فرزانه و زینب پیش من نشستن گفتن هر چی تست زدی باید ب ماهم برسونی دیگه آخرای امتحان بودش همه تستا رو جواب دادم كه دیدم برگه اصلیه پاسخنامه رو میز تیچرمون بود منم هر چی نوشته بودمو پاك كردم از رو اون پاسخنامه زدم فرزانم منتظر بود ببینه من چیكار میكنم كه همون كارو بكنه زینبم از دست فرزانه میدید تا اینكه امتحان تموم شد هر 3 تامون بسی خوشحال بودیم از اینكه سوالا رو از رو پاسخنامه دیدیم تا اینكه فهمیدیم پاسخنامه سروته بوده رومیز ینی هرچی تست زدیم به گا رفت با فش یكیم كردن بهشون میگم آخه كروكدیلای آفرقایی  كسی مجبورتون نكرده بود كه از رو دسته من ببینین اصن حقتونه ولی از بس خندیدیم روده هامون پاره شد

فرزانه اومده میگه خاك توسرت 2 تاییمون باهم نصفه نمره رو گرفتیم 

رسما عاشقه كلاس زبانو بچه هامونو تیچرمونم خیلی خوش میگذره فقط میخندیم اصن فقط به خاطر بچه هاست من دارم زبانو ادامه میدم

قرار اون هفته بعد كلاس باهم بریم شاهین شهر فال قهوه بگیریم اصولا اعتقاد ندارم به این چیزا ولی واسه تنوع میرم

ب قول امیر تتلو تو پستای فیسبوكش عاشقتونم 

بعدا نوشت :

+ الان دوستم بهم اس داد حقوقمو 16.75 گرفتم اصن باورم نمیشه اون 6 درصد كارخودشو كرد

الان اشك شوقه ك داره از چشمام میپاشه

+ من همینجا از ثریا جون به خاطر  سوء تفاهمی ك پیش اومده بود معذرت میخوام امیدوارم از دستم ناراحت نباشی دوسته خوبم

+ قابل توجه بعضیا : نشانگر موسم تا ابد همین میماند و خواهد ماند حتی از لجه شما دوسته گرامی



| | پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 | 19:20 | ✖ الهام ✖

زندگی کن به شیوه خودت ... با قوانین خودت !!!
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی
چه خوب ... چه بد... موضوع صحبتشان خواهی شد!!!
پس زندگی کن به شیوه خودت


| | دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 | 21:48 | ✖ الهام ✖
عصر جمعه ﺑﺎﺷﻪ

ﻫﻮﺍ ﺍﺑﺮﯼ ﺑﺎﺷﻪ

ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ.....

اصولا تحملِ بعد از ظهراي جمعه خيلي سختــــــــــــــــــــه برام


| | جمعه شانزدهم فروردین 1392 | 18:10 | ✖ الهام ✖