پیش به سوی زندگــــــــــی
×وقتـے از دنیا خستـــــــه مـےشوم مـے نویســـــــــــــم مـے نویسم تا فرامـــــــــــوش کنم×
چ دوستای فسیل شده تری! یه نگا ب لیسته فرندام بندازید ...بعله اونایی ك اینجا نقشه
هویجو ایفا میكردند رو حذف كردم همین كارا رو میكنید كه انگیزه نوشتنم نمیاد واقعا ك بالاخره امتحانای كوفتیم تموم شد الان دقیقا شكل كتابو
جزوه شدم یكی پس از دیگری گند زدم ولی امتحان حقوقمو یه جور خاص تری گند زدم فوق العاده سخت بود سوالا با من خیلی بیگانه بودن دیروز
آموزشگاه زبان نمره های وبكیولری رو تو برد زده بودن جالب اینكه اسم من
اول همه با نمره ی درخشانم لیسته نمراتو مزین كرده بود زینبم شده بود 14 چون
ترم پیش بالاترین نمره وكبیولری رو من گرفتم واسه این امتحانه فرزانه و
زینب پیش من نشستن گفتن هر چی تست زدی باید ب ماهم برسونی فرزانه اومده میگه خاك توسرت 2 تاییمون باهم نصفه نمره رو گرفتیم رسما عاشقه كلاس زبانو بچه هامونو تیچرمونم قرار اون هفته بعد كلاس باهم بریم شاهین شهر فال قهوه بگیریم ب قول امیر تتلو تو پستای فیسبوكش عاشقتونم بعدا نوشت : + الان دوستم بهم اس داد حقوقمو 16.75 گرفتم اصن باورم نمیشه الان اشك شوقه ك داره از چشمام میپاشه + من همینجا از ثریا جون به خاطر سوء تفاهمی ك پیش اومده بود معذرت میخوام + قابل توجه بعضیا : نشانگر موسم تا ابد همین میماند و خواهد ماند
زندگی کن به شیوه
خودت ... با قوانین خودت
!!! اصولا تحملِ بعد از ظهراي جمعه خيلي
سختــــــــــــــــــــه برام من برگشتیدم ، به زودی آپ میكنم فعلا
ادامه حرفام بنا به دلایلی رفت ادامه مطلب
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود... گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید
سلام دوستای زشته
خودم اینجانب اومدم زنده ام فقط حال نداشتم پست
بذارم این چند وقتی كه
نبودم اصلا فرصت نمیكردم به اینجا سر بزنم چند روز پیش سالگرد فوت بابابزرگم بود دلم چقد براش تنگ شده
هی موهامو كوتاه كردم فك كنم 5 سالی بود
كامل كوتاه نكرده بودم .هر كی منو میبینه میگه چطور دلت اومد موهاتو كوتا ه كنی یه خبر خوب دارم واسه خودش معظلی ، معضلی ،معزلی شده بود تقصیر من نبودم باور كنید هر چند كه چِرت میگفت باز هفته دیگه كه بشه این
هفته رفتم الان خیلی خوشحالم فقط لنگه گرفتنه گواهینامم
بودم دیروزصب با دوستام
رفتیم كوه خیلی خیلی خوش گذشت فردا یه دونه كنكور
دارم اصن دوس ندارم برم حالم خیلی بده یه موضوعی هست كه چند روزه خیلی فكرمو درگیرخودش كرده در واقع تو
شوكه بعد از خبرم ولی چون از اول تو این
مسئله توكلم به خدا بوده فك میكنم شاید مصلحته من این نبوده و تنها امیدم به ساله
دیگست كه احتمالا ینی حتما باید اون اتفاقه خوب بیفته خستم
از الان لحظه شماری میكنم برای سال دیگه .امیدوارم بتونم هدفمو عملی كنم برام دعا كنید فعلا بی حوصله نوشت:
سلامتیِ اونایی که این روزاشون به تظاهر میگذره
تظاهر به بی تفاوتی
تظاهر به بی خیالی
به شادی به این که دیگه چیزی مهم نیست ولی فقط خودشون میدونن چقدر سخت میگذره
پشت شیشه برف میبارد
تمـــام عاشقــانـه هـــا را های اِوری بادی تودِی فرند جونیا قالبم چقد زشته زشته که زشته عوضش موزیکه وبم بسی زیباست فردا صب امتحان زبان دارم الان من دارم تو تاریکی مطلق تایپ میکنم بیچاره توهم زده امروز تو خیابون میخواستم از جوب برم اون طرف که یه چیزی تو جوب توجهمو به خودش جلبید تعریف زیاد دارم ولی حیف که دارم کور میشم بای دوستان

![]()


استاد گفته بود مفهومی میدم ولی نه تا این حد
ینی 94 درصد احتمال میدم ك افتادم
از 40 شده بودم 11
زیر اسمم نمره فرزانه بود اونم 11
حالا این نمرات درخشانمون جریان داره كه براتون شرح میدهم 
دیگه
آخرای امتحان بودش همه تستا رو جواب دادم كه دیدم برگه اصلیه پاسخنامه رو
میز تیچرمون بود منم هر چی نوشته بودمو پاك كردم از رو اون پاسخنامه زدم
فرزانم منتظر بود ببینه من چیكار میكنم كه همون كارو بكنه
زینبم از دست فرزانه میدید تا اینكه امتحان تموم شد هر 3 تامون بسی خوشحال بودیم از اینكه سوالا رو از رو پاسخنامه دیدیم
تا اینكه فهمیدیم پاسخنامه سروته بوده رومیز
ینی هرچی تست زدیم به گا رفت
با فش یكیم كردن
بهشون میگم آخه كروكدیلای آفرقایی كسی مجبورتون نكرده بود كه از رو دسته من ببینین اصن حقتونه
ولی از بس خندیدیم روده هامون پاره شد

خیلی خوش میگذره فقط میخندیم
اصن فقط به خاطر بچه هاست من دارم زبانو ادامه میدم
اصولا اعتقاد ندارم به این چیزا ولی واسه تنوع میرم 
اون 6 درصد كارخودشو كرد
![]()
امیدوارم از دستم ناراحت نباشی دوسته خوبم
حتی از لجه شما دوسته گرامی ![]()
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی
چه خوب ... چه بد... موضوع صحبتشان خواهی شد!!!
پس زندگی کن به شیوه خودت
ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ.....![]()
![]()
بی انصاف می آیی ... می روی
... و فقط یک سلام
وگاهی یک خداحافظی
نه, این انصاف نیست ...من و یک دنیا عشق .... تو و
یک دنیا بی تفاوتی

![]()
ادامـه مطـلب
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
+ اولین فرصت كه اومدم جوابه كامنتا رو میدم. الان اصلا حوصله ندارم
+ كلا حوصله این روزامو ندارم نمیدونم چرا نمیتونم به كارام برسم
+ خدایا ممنون از اینكه فراموشم نكردی ، ممنون از اینكه انقد هوامو داشتیو داری با اینكه خودم میدونم خیلی پروام :(
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چقد زود گذشت
خونمون حسابی شلوغ بود از اهواز
كلی مهمون داشتیم.
همش خوابشو میبینم
بگذریم ...![]()
همش تقصیر مامانم بود .من موهامو میخوام
اصن غلط كردم![]()
![]()
فك كنم بعد از 3 ماه شایدم 4 ماه دوندگی بسیار بالاخره گواهینامم رو قبول شدم
دهنم
سرویس شد ![]()
همش كابوس میدیم
سرهنگه كه
امتحان شهر رو میگرفت باهام سر لج افتاده بود آخه اولین بار كه امتحان دادم به
اتفاقه ایشون رفتیم تو جوب ![]()
![]()
از شانسه من بارون میومد اصن هیج جا رو نمیدیدم ازم
دوبل گرفت خوب رفتم
اومدم از پارك خارج بشم نمیدونم چی شد كه رفتیم تو جوب بعدشم
بهم گفت دیگه نیا كه قبولت نمیكنم
چه جسارتی
چه بی تربیت ![]()
تا منو دید گفت میخوای بندازمت
منم گفتم انقد خوب میرم كه عمرا
نتونی بندازیم و این گونه شد كه اونقدر خوب رفتم كه كف كرد و همون شد كه گفتم و قبولم كرد
(جمله بندی رو داشتین
)
از این به بعد اگه كسی رو با ماشین زدم لوله كردم خیالم راحته كه گواهینامه دارم ![]()
تصمیم گرفتیم هفته ای یه بار حتما بریم
خیلی حال میده
هنوز كارته ورود به جلسمم پرینت نگرفتم
ولی به اصرار دوستام میرم
بهشون گفتم برام پرینت كنید فردا واسم بیارید![]()
البته
از لحاظه روحی![]()
روانیم خودتونید
فك نمیكردم اینطوری بشه اصلا باورم نمیشه، واقعا بدشانسم![]()
یه مدته تكه كلامم شده رفتم رو اعصابه همه
به خصوص مامانم ![]()
![]()
![]()
![]()

پشت شیشه برف میبارد
در سكوت سینه ام دستی
دانه اندوه میكارد
مو سپید آخر شدی ای برف
تا سرانجام چنین دیدی
در دلم باریدی ... ای افسوس
بر سر گورم نباریدی
چون نهالی سست میلرزد
روحم از سرمای تنهایی
میخزد در ظلمت قلبم
وحشت دنیای تنهایی
دیگرم گرمی نمی بخشی
عشق ای خورشید یخ بسته
سینه ام صحرای نومیدیست
خسته ام ‚ از عشق هم خسته
روی همیـــن دیــوار مجــازی می نـویســم!از لـــج تـــو، از لـــج خـودم، از لـــج روزگــار
کـه نشـد یکبـار در واقعیتــــ بـه هـم بگـوییمشـان...!
![]()
نــــــــه؟ ![]()
حسش نیس عوض کنم
همینه که هست
رنگه زمینش چشمو کور میکنه از بس تنده ![]()
کلی آرامش درونش نهفته ![]()
هیچی درس نخوندم
یه حسی بهم میگه درس نخون استاد فردا امتحان نمیگیره
اصن میدونم اگه که امتحانم بگیره من نمره کاملو میگیرم
اعتماد به نفسمم کاذب نیس![]()
دارم کم کم بیناییمو از دست میدم
مامان بزرگم اومده تو اتاقه من خوابیده به خاطر همین چراغا رو خاموشیدم
میترسه تو خونش تنها بخوابه
امشب اومده خونه ما ![]()
یک ماهه پیش رفته بود بانک ۶ تومن پول گرفته بود دزدای گرامی تعقیبش میکنن و پولا رو ازش میدزدن
الانم همش فک میکنه دزدا اطرافه خونش کمین کردنو در اولین فرصت میخوان بهش حمله کنن که خفش کنن![]()
یه عدد موش با اون نگاهه معصومش دار فانی رو وداع گفته بود
خیلی خشکل بود عکسشو گرفتم
عکسشو براتون میذارم ![]()
![]()
![]()
| miss-A |






























































